برگزاری پیشاجلاسيهي طرح «بررسي و نقد نظريه عدالت جان راولز»
پيشاجلاسيهي طرح «بررسي و نقد نظريه عدالت جان راولز» با ارائه دكتر بهرام اخوانكاظمي روز چهارشنبه پنجم مهر از ساعت 9 الي 12 با حضور نخبگان و دانشپژوهان در سالن اجتماعات مجموعه فرهنگي دانشكدههاي علوم انساني دانشگاه شيراز برگزار گردید. در اين نشست علمي دکتر جلال درخشه استاد دانشگاه امام صادق(ع)، دکتر علي بيگدلی استاد دانشگاه شهيد بهشتی و دکتر علي مرادخاني دانشيار دانشگاه آزاد اسلامی در مقام داور حضور داشته و كميته ناقدان پيشاجلاسيهي مذكور، دکتر فرهاد شريعت دانشيار دانشگاه امام صادق(ع)، و دکتر مصطفي يونسي استاديار دانشگاه تربيت مدرس و دكتر حاتمي به عنوان مدير جلسه و دكتر مرتضي بحرانی به عنوان ناظر علمي دبيرخانه هيات حمايت از كرسيهاي نظريهپردازي حضور داشتند در نظریه عدالت راولز این پرسش اساسی مطرح است که «مناسبترین تلقی اخلاقی عدالت برای کار بست در یک جامعه دموکراتیک چیست؟» او این پرسش را به منزله بخشی از یک پژوهش کلیتر در چارچوب بحث از ماهیت عدالت اجتماعی و سازگاری آن با طبیعت انسان و خیر شخصی دنبال میکند. در این اثر مقصود راولز اصلاح سلطه فایده باوری در فلسفه اخلاق جدید است. وی در بحث عدالت، عمدتاً بر مفهوم یا بعد اجتماعی آن تاکید دارد؛ به همین دلیل بر این باور است که «عدالت اولین فضیلت نهادهای اجتماعی است، همانگونه که حقیقت، اولین فضیلت نظامهای اندیشه است.»همین توجه به عدالت از سوی یک فیلسوف لیبرال سبب شد که برخی این اثر را یک پیشرفت مهم در سنت لیبرالی یا دستکم نوسازی آن به شمار آورند.اما ایده اصلی نظریه عدالت فراتر از نقد فایدهگرایی است؛ و آن، ارائه تفسیر جدیدی از نظریه قرارداد اجتماعی با محور قرار دادن موضوع عدالت است که بهطور گسترده از طرز تلقی کانت از عقل استفاده شده است در این نشست علمی دکتر اخوان کاظمی ضمن نقادی این نظریه و اریه نواقص آن ، اظهار نمود که با وجود نزدیک به چهار دهه تلاش فکری جان راولز برای ساماندهی به مدل و نظریه خویش در باب عدالت، متأسفانه تلاش اولیه و حتی تجدید نظرطلبی و انجام اصلاحات تئوریک وی در دهه هشتاد قرین موفقیت نبوده است و اگرچه کوشش فکورانه او به توسعه فضاها و مجادلات علمی مباحث پیرامون عدالت در جهان انجامید، اما نظریه او از فقدان نوآوری، وحدت و یکدستی، انسجام و نابسامانی در رنج است و به هیچوجه نمیتوان آن را مدل عملی ـ چه برای احیای لیبرالیسم ناکارآمد و چه برای بهرهگیری سایر مکاتب و نظامها ـ به شمار آورد. نظریه عدالت راولز از عدالت، مفهومی خنثا و فاقد بار اخلاقی و ارزشی ساخته و آن را همچنان بر مدار فایدهانگاری پیش رانده و آن را نه تنها بر ملاکهای وحیانی و اخلاقی مبتنی نکرده است، بلکه به نازلترین شکلی، این مفهوم ماورایی و «فضیلت تامّ» را به هوسها و امیال متغیر و مورد پسند جامعه بشری پایین آورده است؛ ضمن اینکه بستر فکری او یعنی لیبرالیسم نیز نتوانسته انتقادهای متعدد از خود را پاسخگو باشد. همچنین اصلیترین مبانی و مصطلحات او هم دستخوش انتقادهای بیپاسخ بوده است. این انتقادها با مبهم و ناهمگن اعلام کردن نظریه راولز به اصلیترین ایدههای او پیرامون قرارداد و توافق اجتماعی، وضعیت اصیل یا نخستین، اصول عدالت، شدیدترین انتقادها را وارد ساختهاند و متأسفانه راولز در دوران حیات خود نتوانست به این نقادیها پاسخ مناسبی ارائه دهد.
منبع : دنیای سیاست
نظرات شما عزیزان: