خدامحور، مردم دار و خانواده دوست
صحبت از شهیدان شوشتری و محمدزاده درواقع صحبت از هزاران شهیدی است که الگوهای ماندگار فرهنگ ایرانزمین هستند. همانهایی که تلاش کردند تا انحرافات در انقلاب رخنه نکند و بازگویی خاطراتشان هم میتواند این هدف را در دلها ایجاد کند. خاطراتی از جنس مردمداری، خانوادهدوستی و خدامحوری.
سرلشکر ایزدی، معاون رئیس ستادکل نیروهای مسلح در این باره می گوید: «شهید شوشتری انسانی بود که خود را براساس ارزشهایی که حضرت امام(ره) تعیین کرده بودند، تربیت کرده و رشد داده بود. در این مسیر راه تعالی را هم طی کرده بود. وی انسانی بود که واقعاً دارای نفس مطمئنه بود و در سختترین شرایط جنگ همچون عملیات کربلای۵، مثل یک کوه استوار در مقابل دشمن، هدایت صحنههای نبرد را برعهده داشت. سردار شوشتری مستحکم در برابر دشمن میایستاد، اما در جمع دوستان از اخلاق بسیار خوشی بهرهمند بود. او در کل بین بسیجیان، رزمندگان و سربازان به یک انسان دارای اخلاق و با منش عالی شهرت داشت. از نظر رفتار، فرد بسیار مؤدبی بود و با توجه به مجموع این خصوصیات رفتاری، افراد، ناخودآگاه به وی احترام می گذاشتند.»
سردار سیدرحیم صفوی نیز درباره شهید شوشتری بیان می کند: «شهید شوشتری از قدرت عقلانی و منطق اسلامی و قلبی مملو از عشق و محبت به خدا و خلق خدا برخوردار بود. او به بسیجیان، مردم کردستان، مردم بلوچ و مردم سیستان عشق میورزید. او از رنج و مصیبت آنها رنج میبرد و از شادیهای آنها شاد میشد و برای امنیت و آسایش و پیشرفت و آبادانی سیستانوبلوچستان جانش را فدا کرد.»
تعامل با مردم و برقراری ارتباط یکی از صفات ویژهای بود که شهید بزرگوار شوشتری از آن بهترین بهرهها را میبرد، چه در زمان جنگ و چه پس از آن دوران که سردار سیدرحیم صفوی در این خصوص ادامه می دهد: «شهید شوشتری در جنگها صبور بود. او تمام کشور را از این منطقه به آن منطقه در طول انقلاب دور زد و هفت مرتبه در جنگ مجروح شد ولی دست از مجاهدت برنداشت. شهید شوشتری در ۶۱سالگی مثل یک جوان ۲۰ساله دوباره با لباس رزم به دشتها و کوههای سربهفلککشیده سیستانوبلوچستان رهسپار شد و در میان قبایل و طوایف شیعه و سنی در راستای ایجاد امنیت پایدار در جنوب شرق کشور رفتوآمد میکرد. او تفکری جامع در حوزههای فرهنگی، سازندگی و امنیت داشت و استراتژی جدیدی را در منطقه سیستانوبلوچستان ایجاد کرد که این تفکر ایجاد امنیت مردمی پایدار با استفاده از مشارکت قبایل و طوایف بود.»
او پدری مهربان و رئوف بود
سردار شوشتری را همه با چهرهای مهربان و دلنشین به خاطر سپردهاند و تمام افرادی که با او سروکار داشتهاند، شاید هیچگاه او و خاطراتش را فراموش نکنند. سردار حمزه حمیدنیا در این باره می گوید: «شهید شوشتری در برخورد با نیرو و سرباز زیردست، مانند پدری مهربان و رئوف بود اما همین آدم در صحنه عملیات به قدری بااقتدار بود که دوستی برای من تعریف میکرد در عملیات ماووت، وقتی ایشان دستور حمله را داد، حتی متوجه نشدم که عقرب دست راستم را زده است. فقط به جلو حرکت کردم و در همین حد فهمیدم که نمیتوانم با آن دستم که بیحس شده، تیراندازی کنم. همین فرمانده مقتدر چنان تواضعی داشت و چنان الهی به کارش نگریست که مواظبت میکرد، حتی هنگام راه رفتن یک قدم از فرمانده ارشد خودش عقبتر باشد و این کار را برای خودش تکلیف و دارای اجر میدانست.»
او فقط پدر ما نبود!
و او آنچنان مجذوب در خدمت به خلق شده بود که روحا... شوشتری، فرزند آن بزرگوار در بیان خاطراتی از او گفته است: «حالات روحی پدرم بعد از رفتن شهید کاظمی بسیار تغییر یافت و خود را آماده شهادت کرده بود. گویا خود نیز میدانست که زود خواهد رفت. او همیشه به ما توصیههای اخلاقی میکرد و تأکید زیادی بر انجام واجبات دینی داشت و از همه مهمتر بسیار بر پیروی از خط ولایت تأکید میکرد. او تنها پدر ما نبود، بلکه خود را وقف مردم کرده بود.
12، ۱۳سال بود که فقط روزهای پنجشنبه و جمعه او را میدیدیم و در باقی ایام هفته در نقاط مختلف کشور مشغول انجام مأموریت بود.»
برخی افراد الفبای ارتباط با مردم را خوب آموختهاند
با یکی از کارشناسان مذهبی نیز درباره شیوه تعامل شهید شوشتری با خانواده و تاثیرگذاری وی در میان اطرافیان همکلام میشویم. حجتالاسلام سیدمهدی واعظموسوی در خصوص اهمیت تعادل ارتباطی انسان با مردم و خانواده که یکی از خصوصیات بارز شهید شوشتری بود، میگوید: برخی در قالب و حصار خانواده اسیر میشوند و روابط مردمی بسیار ضعیفی با مردم در طول زندگی خویش دارند. آنان کسانی هستند که برخوردهای اجتماعی کمرنگی دارند. در مشارکتهای مردمی ضعیف عمل میکنند و در یک جمله مایل به برقراری تعاملات اجتماعی نیستند.
این کارشناس مذهبی اضافه میکند: برخی برعکس مدل ارتباطی معرفیشده، در جامعه نیز حضور پررنگی دارند و در ارتباطات اجتماعی بسیار فعال و موفق ظاهر میشوند و متأسفانه در خانواده از مدل ارتباطی بسیار ضعیفی برخوردارند و در حقیقت خانواده از حضور کیفی آنها محروم است.
وی با بیان اینکه دین مبین اسلام همواره بر تعادل بر ارتباط با خانواده و مردم تاکید میکند، میگوید: برخی بهدرستی الفبای ارتباطی با مردم و خانواده را درک کردهاند و پذیرفتهاند.
ساعات کم، کیفیت چشمگیر؛ رمز استواری زندگی شهدا
وی میگوید: زندگی مسئولان اجتماعی و شهدای دفاع مقدس و انقلاب اسلامی همواره پر بود از مسئولیتهای سنگین که اگرچه حضور فیزیکی آنان را در خانواده را کمرنگ میکرد، ولی سبب میشد آنان به کیفیت حضورشان بیفزایند.
وی ادامه میدهد: زندگی بسیاری از رزمندگان دفاع مقدس و شخصیتهای مجاهد در راه خدا از جمله شهید شوشتری به لحاظ مسئولیتهای سنگینی که برعهده داشتند، پر بود از هنر ایفای نقشهای متفاوت و البته موفق؛ چه در عرصه اجتماع و چه در عرصه زندگی خانوادگی.حجتالاسلام واعظموسوی تاکید میکند: آنان اگر چه به لحاظ کمی، ساعات کمتری فرصت داشتند در خانواده حضور داشته باشند، اما آنقدر ارتباطاتشان با خانواده از کیفیت چشمگیری برخوردار بود که جای خیلی از نقیصههای کمرنگ بودن حضورشان را میگرفت.وی در تعریف مدل ارتباطی شهدا و مسئولان موفق اجتماعی میگوید: در حقیقت، ارتباطات صمیمی و مؤثر در خانوادههای شهدا از جمله شهید شوشتری موج میزند و قطعا این ارتباطات موفق در حضور تأثیرگذار و کارآمد آنان نیز در جامعه موثر است.
وی به هنر برخی مسئولان اجتماعی از جمله شهدا در خانواده اشاره میکند و میافزاید: گاهی کیفیت روابط در خانواده میتواند جای کمیت را پر کند و نقصهای ارتباطی را تا حد زیادی جبران نماید، بنابراین به مسئولان اجتماعی توصیه میشود چنانچه توفیق حضور کافی در خانواده را ندارند، از کیفیت ارتباطات خویش با همسر و فرزندان خویش غافل نشوند.
شهید شوشتری؛ نمونه بارز انسان کمالیافته
این کارشناس مذهبی در خصوص بایدهای ارتباطی با مردم میگوید: در دستهبندی ارتباطی میان مردم باید گفت، برخی مردم روحیه مردمداری دارند و برخی دیگر نیز مردمخواهند، کسانی که در اغلب فعالیتهایشان به دنبال سود بیشترند، در حقیقت مردمداران خوبی هستند و هدف از ارتباطات اغلب زمانی برای آنان مفهوم پیدا میکند که سود فعالیت و برنامه مدنظرشان تأمین شده باشد. آنان کسانی هستند که دیگران، در ارتباط با مردم آنان را هیجانی و احساسی میکنند تا به اهداف مادی خویش در عرصه تجارت، سیاست و... برسند.
وی در تفکیک انسانهای مردمخواه و مردمدار میگوید: مردم خداگرا، مردمخواه نیز هستند و در درون برای مردم التهاب دارند، آنان کسانیاند که هدفشان در ارتباط با مردم جدا از سودگرایی و وجهه پیدا کردن تعریف میشود.
حجتالاسلام واعظموسوی با اشاره به قرآن کریم میگوید: خداوند درباره پیامبر میفرماید: پیامبر برای خوشبختی و هدایت مردم حرص میخورد و برای او سخت بود که به مردم سختی برسد و نسبت به مؤمنان رأفت ویژهای داشت. درواقع، انسانهای خدامحور رحمانی هستند. آنان نوعدوست و انساندوست بوده و از خودخواهی بیرون آمدهاند و در حلقه تنگ خودخواهی اسیر نیستند.
این کارشناس مذهبی با اشاره به سخن شهید مطهری که میگوید «کسانی که در طول زندگی منشان ما شدهاست، توسعه خودی پیدا کرده وبعد دیگرخواه شدهاند»، بیان میکند: بهحق که شهید شوشتری و دیگر شهدای هشتسال دفاع مقدس با رشادتها و ازجانگذشتگیهای خویش، نمونه بارز این کمالیافتگی بودند.
خاطراتی که کهنه نمیشوند
دکتر محمدصادق علمی، از فعالان قرآنی مشهد نیز در بیان خاطرهای از این شهید والامقام میگوید: شبها که از خط مقدم به قرارگاه میآمدم شهید شوشتری من را میدید و میگفت: «آقای علمی بیا و برای ما نهجالبلاغه بگو.» من متعجب میشدم از خستگیناپذیری این مرد بزرگ. از صبح تا آخر شب مشغول پیگیری کارها و برنامهریزی برای عملیاتها و مدیریت نیروها بود. شب هم که به قرارگاه میآمد با چشمانی خسته اما با چهرهای شاداب پیشنهاد برگزاری جلسه تفسیر نهجالبلاغه را به من میداد.
من هم تصمیم گرفتم تا ساعتی برایشان خطبههایی از نهجالبلاغه را شرح دهم. تاکتیکهای نظامی امیرالمومنین(ع) موضوع بحث ما قرار گرفت. من خطبهها و نامههای امیرالمومنین(ع) را میخواندم و شرح میدادم. شهید شوشتری نیز برداشتهای نظامی خود را از صحبتهای مطرح شده من ارائه میداد.
بحثهای جذاب و قابل استفادهای در این جلسات صورت میگرفت. بعضی شبها جلسات ما به طول میانجامید. با اینکه همه خسته بودند و نیازمند استراحت اما با شادابی به سخنان من گوش میدادند و هر فردی نظر خود را در زمینه موضوع مطرحشده میگفت.
تحلیلهای نظامی شهید شوشتری نیز بسیار درخورتوجه بود. او براساس آموختههای نظامی خود و تجربههایی که در طول این سالها کسب کرده بود، بحثهای من را تحلیل میکرد تا بتواند استفاده کافی از آن مطالب برای عملیاتهای بعدی بکند.
شبی من به شوخی شهید شوشتری را خطاب قرار دادم و گفتم: آقا نورعلی شب از نیمه گذشته و من هم با وجود این شرایط ترسی از شما در وجودم شکل گرفته. او به من گفت: چرا؟ در جواب گفتم: چشمان شما از فرط خستگی کاسه خون شده و نیاز به استراحت دارید. شما از صبح مشغول کارهای مختلف بودهاید اما الان هم تلاش و کوشش را رها نمیکنید. شهید لبخندی زد و ما بحث را ادامه دادیم.
و اینچنین افرادی میتوانند یاد خدا را در تمام جوانب زندگیشان وارد کنند و درنهایت با نوشیدن شهد شیرین شهادت مهر تأیید را بر نامه عمل خود بزنند. روحشان شاد و راهشان پررهرو باد!
منبع:شهرآرا